ما آدم ها اشتباه می کنیم؛ بعضی هایمان کمتر و بعضی ها بیشتر. بعضی هایمان تکرارش می کنیم؛ و بعضی از آن درس می گیریم. بعضی هایمان جبرانش می کنیم و بعضی در اشتباهاتمان گم می شویم. بعضی وقت ها دیگر وقتی برای جبران نمانده است یا برای جبران خیلی دیر شده است. بعضی وقت ها هم دیر می فهمیم که اشتباه کردیم؛ و یا هیچ وقت نمی فهمیم.

شهرداری آسفالت بلوار مقابل خانه یمان را می کَند؛ زیر سازی اش را اصلاح می کُند؛ دوباره روکشش می کُند.  مخابرات،گاز یا آب و فاضلاب دوباره حفاری می کنند و بعد محل  حفاری شده را ترمیم می کنند. آسفالت از یکپارچگی در می آید و چهره ی آرمان شهرمان را نازیبا می کند. شهرداری باز آسفالت را می کَند؛ زیر سازی اش را اصلاح می نماید و روکشش می کند. 

خوش به حال شهرداری، که همیشه در حال اصلاح اشتباهاتش است؛ امّا نمی دانم چرا هیچ وقت آسفالت خیابانمان یکپارچه نمی شود!!!